|
|
|
راستگويي در سراشيبي سقوط
|
 |
دعاي داريوش پادشاه هخامنشيان در کتيبه بيستون در پيرامون دروغ چنين بود، خداوند کشور را از دشمن، خشکسالي و آفت دروغ محفوظ نگاه دارد. دروغگويي يکي از معضلات فرهنگي کشور و ريشه در مسائل اجتماعي و اقتصادي مردم دارد.
امروزه دروغ و دروغگويي آنقدر بي اهميت و ناچيز شمرده شده که ما نه به خاطر منافع، بلکه براي سرگرم شدن نيز به سهولت دروغ مي گوييم.
ما به آساني دروغ مي گوييم و در توجيه آن پاي مصلحت انديشي را به ميان مي کشيم. دروغ را مي شنويم و وانمود مي کنيم که سخن نادرست نمي شنويم، گويي جز دروغگويي هيچ فرهنگي درما نهادينه نشده است و گاهي آنقدر غرق در اين معضل مي شويم که فرصت بيرون آمدن نداريم و به خويشتن نمي رسيم.
در انديشه ايراني دروغ و دروغگويي يکي از بزرگترين گناهان است ولي جالب است بدانيم که به بزرگي همان گناه به آساني دروغي بزرگ مي گوييم. صفت دروغ ضد صداقت و راستي است و هنگامي که افراد يک جامعه صفت راستي را رها کنند به يقين نتيجه آن جز زيان و ضرر نخواهد بود، اعتماد ها سلب مي شود و زندگي در اين جامعه طاقت فرساست.
دين دروغگويي را نکوهش مي کند
"تقي آزاد" استاد دانشگاه جامعه شناسي درباره دروغگويي چنين مي گويد: در تقسيم بندي ملت ها و فرهنگ ها از گذشته تا کنون اين مسئله شيوه اي رايج بوده که کمتر مبناي علمي دارد.
او فرهنگ ها و ملت ها را به قديم و جديد، سنتي و مدرن، بزرگ و کوچک، ديني و غير ديني فعال و تنبل و در نهايت هم ، صادق و دروغگو تقسيم بندي مي کند.
وي در ادامه مي افزايد: دروغگويي صفتي است که مي تواند در همه آدم ها و فرهنگ ها و ملت ها وجود داشته باشد.
اگر ملتي با تمام افتخارات فرهنگي و سابقه تاريخي، انگيزه رشد و پيشرفت را از دست بدهد به دروغگويي مبتلا خواهند شد و سرنوشتي شوم پيدا مي کنند.
اگر گاهي ايرانيان دروغ مي گويند به اين دليل نيست که دين ندارند بلکه به علت زيادي وقت، گامي در جهت تخريب خود و ديگران بر مي دارند و دين هم دروغگويي را به شدت نکوهش مي کند.
دروغ محصول جامعه گذار است
البته قابل تامل است که بعضي کارشناسان معتقدند که دروغ محصول ناهنجاري هاي جامعه است. چرا که جامعه اگر دچار يک بي ثباتي شود مردم براي توجيه هر اشتباهي به آن متوسل مي شوند. عنصر دروغ در جامعه سنتي کمتر وجود دارد. چون ضرب المثل ها، حکايات و نصايح بسياري است که نشان از توجه اخلاقي و ديني جوامع سنتي در قرن هاي گذشته به اين مسئله بوده است. دوراني که جامعه ايران از نظر معيشتي ساده و سنتي بود. شايد بتوان گفت دروغ خاص جامعه گذار است و شايد اين تعبير درست باشد که اين جامعه يک نظم را در گذشته پشت سر گذاشته و چيزي هم جاي آن را نگرفته است و ناهنجاري در آن شهرت پيدا کرده است. اين مدرس دانشگاه، جامعه را نيز عامل موثر در تقويت دروغ گفتن مي داند و بيان مي کند: زماني که افراد با تربيت نادرست وارد جامعه شوند بقاي حيات خود را وابسته به دروغگويي مي دانند و براي پيشبرد اهداف و همرنگ شدن با جماعت به گسترش اين آسيب اجتماعي مي پردازند.
پرفسور حسين باهر جامعه شناس، نويسنده و استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار برنا با اشاره به مسئله دروغگويي و وراثتي بودن آن بيان مي کند: براي اينکه انسان راستگويي را رها کند و به دروغگويي ميل پيدا کند چندين عامل وجود دارد:
1- مسئله وراثت 2- رفتار پدر و مادر خانواده 3- رفتارها و الگوهاي آموزشي در مراکز تعليم و تربيت 4- رفتارهاي جامعه
وي ادامه مي دهد: جامعه به طور کلي بر افراد تاثيرات مختلف مي گذارد. از نظر اقتصادي وقتي نياز فردي برآورده نمي شود، دچار بحران هاي خاص خودش شده و دست به دروغگويي مي زند.
از نظر فرهنگي هنگامي که در جامعه اي دروغ باب شود قبح خود را از دست مي دهد و از نظر اجتماعي، زمانيکه متوليان امور، دروغگويي را که نوعي هنجار شکني است به راحتي انجام مي دهند و از ديد سياسي وقتي که حاکم چيزي را که مي گويند خلاف آن را عمل مي کنند اين مسئله به سهولت در جامعه پذيرفته و رواج پيدا مي کند.
جامعه نيازمند تحول اجتماعي
متاسفانه در جامعه ما تنها به مساله تحولات اقتصادي نگاه مي شود بايد به اين مساله يعني تحول اجتماعي نيز نگاه ويژه اي داشت و به فکر تحول فرهنگي هم در جامعه باشيم.
کشور ما داراي نسل جوان است و اين نسل شامل 43 ميليون نفر مي شود که تحت تاثير تغييرات بسياري هستند و آسيب هاي اجتماعي به شدت در ميان نسل جوان در حال گسترش است. در مطالعات انجام شده توسط کارشناسان، ايران جزء معدود کشورهايي است که رشد آسيب هاي اجتماعي در آن بسيار بالاست و در ايران سالانه 15 درصد با رشد آسيب ها مواجه هستيم.
نکته قابل تامل اين است که با رشد آسيب ها، سرمايه هاي اجتماعي ما با کاهش روبرو شده است. يکي از مصاديق اين امر صداقت و راستگويي افراد جامعه است که سال 75 آمار راستگويي در ايرانيان 60 درصد بود و هم اکنون آمار آن که توسط مرکز پژوهش هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام اعلام شده به 40 درصد رسيد و اين مساله يک زلزله اجتماعي است.
دروغگويي جامعه را بيمار مي کند
يعقوب موسوي "جامعه شناس و استاد دانشگاه "در گفت و گو با خبرنگار برنا دروغ را پديده ثانويه و يک عارضه اجتماعي خواند و بيان کرد: دروغگويي في النفسه داراي اعتبار و اصالت نيست و تنها انعکاس دهنده يک سري کنش ها و واکنش ها در بخش هاي رفتاري انسان ها است.
وي ادامه مي دهد: دروغگويي يک پديده و عاملي است براي رسيدن به مقاصد و انديشه هاي نادرست؛ افراد جامعه براي دست يابي به منافع و مصالح و مقتضيات فردي و معمولا در بسياري از موارد نادرست متوسل به گفتار دروغ مي شوند.
بنابراين دروغ هم در اين رفتار بيشتر مي تواند بروز پيدا کند اما نمي توانيم بگوييم دروغ خاص جامعه پسامدرن است.
دروغگويي در ايران باستان بسيار مطرود بوده است
آيت ا... مکارم شيرازي دروغگويي را يکي از مشکلات و معضلات جامعه امروز مي داند و تصريح مي کند که اگر مردم به دولت و دولت به مردم دروغ بگويد، شيرازه کشور متلاشي مي شود.
در ايران باستان نيز دروغگويي به شدت مطرود بوده است تا آنجا که در باور ايرانيان فرشته اي به نام "مهر" بود که موکل پيمان و راستگويي شناخته مي شد و همين تفکر باعث شده بود تا هردوت درباره ايران باستان چنين بگويد: پارسيان در زمان هخامنشي دروغگويي را بدترين عيب مي دانستند و براي آنکه ناگزير به انجام اين کار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خود داري مي کردند چرا که ممکن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود.
جامعه عاملي موثر در تقويت دروغ گفتن
محمد طهماسبي استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار برنا در خصوص ريشه يابي و رواج دروغ در جامعه چنين مي گويد: مسئولان و والدين عاملان اصلي باور راستگويي در جامعه هستند.
وي پيروي از مفاهيم قرآني را در ترويج فرهنگ راستگويي و پرهيز از دروغگويي بسيار موثر و ثمر بخش مي داند.
اين استاد دانشگاه در ادامه مي افزايد: خانواده نقش مهمي در ترويج فرهنگ درست و اخلاقي دارد و بنابراين مي توان ادعا کرد که اساس دروغ گفتن در مردم را مي شود ريشه در خانواده ها و پايبند نبودن آنها به اصول اخلاقي دانست.
موسوي در مورد بحث روانشناسي دروغگويي مي گويد: اگر از لحاظ روانشناسي و تحليل مفهوم به دروغگويي نگاه کنيم، دروغگو کسي است که واقعيت را تحريف مي کند و مانع از انتشار واقعيت به صورت تمام و کمال مي شود.
گروه هاي اجتماعي بيشتر در معرض آسيب هاي گفتاري هستند که از راه هاي نادرست گفتاري و روش هاي نامعقول و ناعادلانه براي رسيدن به اهداف خود تلاش مي کنند و آنچه که بيان کننده فرايند اين نوع افعال و کنش هاي ناصحيح است را مي توان در کار کردهاي اجتماعي و نهادهاي مختلف جامعه ايراني پيدا کرد.
وي ادامه مي دهد: البته طبق نظر جامعه شناسان افراد بسياري براي رسيدن به اميال بلند پروازانه خود از آنجا که موفق به انتخاب روش درست نيستند و نرسيدن به آمال را نوعي شکست محسوب مي کنند ممکن است وسوسه انتخاب ابزارهاي نادرست را در خود پرورش دهند و در بسياري از موارد اين گروه باعث تضيع حق سايرين مي شوند.
اين استاد دانشگاه در مورد آسيب هاي دروغگويي اظهار مي دارد: عدم تناسب بين روش ها و اهداف، مقدمه اي براي بروز انحرافات و کج روي هاي اجتماعي است و جامعه اي که اين پديده در آن فرصت رشد پيدا مي کند، ناسالم و آسيب پذير و نيمه بيمار است.
در واقع با استناد به اين آمار افزايش دروغگويي در جامعه رنگ خطر و هشدار جدي براي مديران اجتماعي و مسئولان در جامعه است که مي توان با عنايت به جنبه هاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و اصلاح کردن روش هاي مديريت مانع از شکل گيري زمينه هاي توليد انواع آسيب ها و خلاف ها و در نهايت پديده دروغگويي شود.
وي در پايان اذعان مي دارد: اين پديده در همه طبقات فرو دست و چه فرادست وجود دارد و وجود اين مسئله به دليل ساختار هاي ناقص اجتماعي است.
قابل توجه است که در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تاکيد شده است و قرار گرفتن آن در ذيل عنوان گناهان کبيره معرف اين اهميت است.
پيامبر اکرم فرمودند: دروغگو، دروغ نمي گويد مگر به سبب حقارتي که در نفس خود دارد.
اهميت توجه به ارزش هاي اخلاقي به ويژه صداقت و راستي در دين اسلام به اندازه اي است که خداوند بارها در سوره هاي متعددي همچون منافقون، آل عمران، صف ،به مسلمانان خطاب کرده است که از دروغگويي پرهيز کنند.
با اين همه، براي جلوگيري از اشاعه ضد ارزش اخلاقي دروغ لازم است تدابيري انديشيده شود تا از نهادينه شدن آن در ميان افراد جامعه کاسته شود. شايد بتوانيم از سراشيبي سقوط در دروغگويي نجات پيدا کرده و به سمت صداقت و راستي صعود کنيم. منبع: خبرگزاري برنا
|
 |  |
|
|
|
|
|